یکشنبه ۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

مراجعی که دیکتاتورند و دیکتاتورانی که مرجع شدند3

سنی نیوز: در بخش قبلی دوره اول پنجاه ساله مراجع در حکومت غاصب و دیکتاتوریهای پهلوی و آنچه بر مردم عرب اهواز از غارت ذخایر تا انهدام مغرضانه فرهنگ و آداب و سنن عربی اسلامي ما گذشت نوشتم و خلاصه آن ترسیخ بدعه ای به نام تقليد و مرجعیت و تلقین خرافات تشیع پهلوی صفوی به جامعه به طوري که سب و توهین به خلفا و اصحاب الرسول {ص} یکی از شرایط دخول به بهشت کرده بودند و برای ایجاد کراهیت با تزريق پول به چند آخوند فارس آموزش دیده مسلط به زبان عربي را به مناطق می فرستادند تا با طرح ادعاي خود در مورد وفات حضرت فاطمه الزهرا {ع} منافقانه بر طبل فتنه و فتنه گری می کوبیدند و از طرفی شاه مشغول غارت ذخایرمان و با تمام امکانات تیشه به ریشه فرهنگ عربی و اسلامی ما می زد و با دلارهای نفت و گازمان ژاندارم منطقه شد و در حالی که 40 سال پیش در منازل نازی آباد تهران لوله کشی گاز بود مردم عرب اهواز و تا کنون سیلندر به سر دنبال گازند.
اگر بخواهيم تمام خیانتهای پهلوی که اکيدا بدون اطلاع و هماهنگی مراجع نبود برشماریم کتابها باید نوشت.
آیا مراجعی که به خود زحمت ندادند روزي در مورد حقوق اساسی قریب هفت الی هشت میليون سخنی بگویند و با حيله و نیرنگی به نام تقلید و مرجعيت ناجوانمردانه با خمس دست رنج آبا و اجدادمان گوشت و استخوانشان را بنا کردند و نه تنها سخنی از ظلم و جنایت پهلوي نگفتند بلکه امام علی علیه السلام و اهل بیت را برای امنیت پهلوي غاصب هزینه کردند آیا نمی دانستند که کشوری به نام ایران با مالیات مردمش اداره نشده و نمی شود بلکه با پول غارت شده نفت و گاز؟؟
آيا نمی دانستند چند میلیون انسان عرب که زبان و فرهنگشان قرآنی است از تحصیل به زبان همان قرآن محرومند؟ مگر آخوندهایی را که برای جمع آوری خمس می فرستادند به آنها نمی گفتند؟ آیا از هزاران چاه و لوله و تلمبه خانه که نفت و گاز اهواز را به شهرهایشان و خارج صادر می کرد اطلاع نداشتند؟ و در حالی که روزانه شش میلیون بشکه نفت صادر می شد خبر از فقر مهلک صاحبان اصلی آن نداشتند؟
چگونه برای دريافت خمس مردم تا ریال آخر سریع الحسابند و اگر کسی متوجه حیله آنها شود و نپردازد با صدها حدیث و فتوی تمام زندگیش را که با عرق جبین بدست آورده حرام و نجس می کنند؟ چرا "براي یک بار ريا مِن باب شرم و حیا" اگر راضی نبودند از جنایتهای شاه در حق مردم عرب الاهواز سخنی نگفتند؟ آیا از فروع دین فقط دریافت خمس از عرق جبین مردم واجب است؟ آيا سخن از غارت کردن ذخایر و انهدام مبانی فرهنگی هفت میلیون و غصب زمینهای آنان امر به معروف نبود؟ آیا مراجع با آن همه القاب عظیم و عظمی گذرشان به "کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته" نخورده یا فقط برای دیگران می گفتند؟
مگر نمی گفتید علی عليه السلام وقتی آن پیرمرد یهودی که در کناری افتاده بود را می بیند به متولیان امور گفت چرا در جوانی از این مرد یهودی جزیه گرفتید و در پیری رهایش کردید؟ حال ما مي پرسیم چرا از دست رنج آبا و اجداد مان خمس گرفتید ولی از جنایتهای پهلوی و خمینی در حق مردم ما سخنی نگفتید ؟ اگر "الساکت عن الحق شیطان اخرس" هست، پس سکوت آیه الله العظمی و ... خمس خور را به چه باید تشبیه کرد؟! پس کجا بود عدالت و شجاعت مجتهدین اعلم در قبال آن همه ظلم و تعدی به حقوقمان !؟
50 سال پهلوی و 31 سال خمیني و خامنه ای غاصبانه و جائرانه به ما مردم عرب اهواز ظلم کرده دو بار قتل عام و اعدامهای بدون محاکمه و مراجع نه تنها ساکت بلکه تایید مي کردند؟ اگر ذره ای شرم و حیا باشد حداقل برای یک بار اعلاميه یا سخنی می گفتند. وصدها سئوال دیگر انباشته از هشتاد و اندی سال ذهن همه ما را مشغول کرده و این جمله امام حسین را من بعد ما به مراجع خواهیم گفت: "ان لم یکن لکم دين فکونوا احرارا"، تا ببینیم چه جوابی تدارک دیدند؟ وقتی یک بودایی و کمونیست را برای حمایت از حقوق بشر از آنسوی جهان به بوسنی می رود و وقتی آن دختر آمریکایی و انگلیسی برای حمایت و جلوگيری از تخریب خانه فلسطینیان زير چرخ لودر اسرائیل له می شود هرگز و اکيدا مراجع نمی توانند کلاه خود بافتشان را سر ما بگذارند!!

دوره دوم
که آن را می توان از خمینی پاریس تا خامنه ای و 32 سال حکومت مستقیم مراجع و خورده آخوندها به حساب آورد.
آنچه من از بزرگترها شنيده و در کتابها و اخبار خوانده و مستند به شهادت شهودی که همراه خمینی بودند، می باشد این است که وي در زمان اقامتش در نوفل لوشاتو فرانسه و در تمام مصاحبه ها متعهد شد که کشور دمکراسی و همه مردم از تمام حقوق برخوردار خواهند شد من جمله آزادی احزاب و دادن حقوق ملیتها و اقليتهای دینی و انتخابات آزاد برقرار مي شود و بجای زندانها شاه دانشگاه ساخته می شود. و این سخن و تعهدات را یک مرجع مجتهد جامع الشرایط شجاع و عادل و حلال زاده با عمامه ای مشکی را مشاهده ميفرمایید. و مردم و خصوصا اقلیتهای قومی و مذهبی که با ظلم فوق مضاعف شاه به مدت بیش از نیم قرن روبرو بوده اند اين تعهدات را از کسی می شنیدند که امام هم بر القابش اضافه شده خلاصه بهمن 57 ریشه شاه کنده شد و آقای خمینی پا به تهران گذاشت و اضافه بر تعهداتی که در فرانسه داده بود تعهدات دیگری را در سخنرانی خود در بهشت زهرا بیان کرد و همه مسرور اما عده ای از همقطارانش که او از همکاریشان با شاه و ساواک خبر داشت یواشکی در گوشه ای خزیدند ولی همچنان به خمس گیری ادامه می دادند. آقای خمینی با انتخاب صادق خلخالی به عنوان حاکم شر و نه شرع و بگیر و ببند که سهل است بگیر و بکشهایی که راه انداختند براي هر عاقلی روح انتقامی روح الله خان محرز و از رأفت و رحم اسلامی نه تنها خبری نبود بلکه یاد آوری آن جرم شد و بازار عمامه رونق گرفت.
عمامه دار حجره نشین تن پرور تنبل ترسو ، با القاب "ثقه الأصنام" و "حجت الامسال و الپارسال"، سوار بر "موج احساسات مذهبي" مبنی بر خرافات و امامزاده گري شروع به تاختن کردند. خمینی و خلخالی و من معهم آدم می کشتند و آیت الله های به قدرت رسیده با آیه و حدیث توجیه می کردند و خمینی در اولین روزها با تشکیل دادگاههای انقلاب بدون رعایت موازین حقوق بشر میخ دیکتاتوری و استبدادش را پایه کوبی کرد و خون اعدامیهای بي محاکمه از بالای پشت بام مدرسه علوی بر درب و پنجره های آن که خمینی در آن سکونت کرده بود سرازیر شد و از همان ابتدا نه تنها زندان مدرسه و دانشگاه نشد بلکه مدرسه قتلگاه آدمیان شد و عقلا گفتند سالي که نکوست از بهارش پیداست. در همینجا این قسمت را بپایان رسانده در بخش بعدی مرجعیتها را عریان کرده تا با شفافیت کامل آنطور که هستند بادلایل و مستندات بشناسیم نه آنطور که نوچه هایشان برایتان مي گویند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
نویسنده: JS.MJ

0 نظرات: